ميرزا محمد على وفا زواره اى
121
تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )
ذرّه اندر سايهات ، گرديده افزون ز آفتاب * آهو از عون تو نيروى غضنفر يافته گشته هرجا جلوهگر ، نور ضميرت آفتاب * در خوى خجلت چو بط ، خود را شناور يافته در سطور نسخهء تصنيف تو ، هر نقطهاى * عالم ابداع را در خويش ، مضمر يافته چشم حوران از نهيب سطوتت ناهيد را * محتجب اندر ميان هفت چادر يافته دست غوّاص قضا ، از غوص درياى وجود * كى در اين سيمين صدف ، همچون تو گوهر يافته ؟ از شميم روحبخش خُلق قدسى خلقتت * روضهء فردوس را رضوان ، معطّر يافته در حريم آستان آسمان بنيان تو * آفتاب و ماه را دوران ، دو چاكر يافته هركه بگزيده است جا در سايهء تقليد تو * ايمنى از آفتاب روز محشر يافته تا بود دوران ، تو باشى ز آنكه هر ساعت ز تو * دين خير المرسلين ، ترويج ديگر يافته و له فى القصيدة رسيد موكب سلطان گل ، سليمانوار * فكند باد صبا ، فرش سبزه در گلزار گلاب ريخت سحاب و عبير بيخت نسيم * دميد سبزه ز خارا ، شكفت گل از خار فشاند ابر بهارى ، زلال كوثر و گشت * چمن چو جنّت و گل ، حور و جويبار ، انهار سرود بلبل شوريده ، نغمهء داود * نشست گل به بساط چمن سليمانوار « 1 »
--> ( 1 ) - ( از اين بيت تا شش بيت بعد را ندارد )